درسا زیاد شده ! ولی دوباره اپ میکنم !
داستان در مورد سرباز اسرائیلی هست که ای سرباز توانایی های زیادی داره و کلا شاده !
داستان از اونجا شروع میشه که زوهان (Zohan) تو ساحل بوده که نیروهای ارتش میان و میبرنش توی ارتش چون که فانتوم فرار کرده ! زوهان شب قبل از ماموریت به پدر مادرش میگه که میخواد بره امریکا و بره توی سلمانی ( همون سلمونی
)کار کنه ولی اونا بهش میخندن تا اینکه زوهان پس از جنگی که با فانتوم داشته به امریکا میره در صورتی که همه فک میکنن مرده !
زوهان به امریکا میره و اونجا عاشق یه دختر فلسطینی میشه و …
همه اینها در اوج خنده اتفاق میفته !
من خیلی خوشم اومد مخصوصا از شنای زوهان !
در کل 9 از 10






.jpg)












