داستان در مورد یک پاندا هست که پیش پدرش (البته پدرش پرنده بود
) توی رستوران کار میکرد همیشه
رویا داشته که یک کونگ فو کار بزرگ بشه ! ولی اخه یه پاندای چاق و تنبل که نمیتونه کنگ فو کار بشه ! پاندا قرار بوده رازه رشته هایی که پدرش درست میکرده رو یاد بگیره ولی گدرش میگه که بعدا به پو(همون پاندا) میگه .پو که میفهمه قراره در این روز یک کونگ فو کار انتخاب بشه و محلش هم در بالای یک کوه است که تعداد زیادی پله داره !از اونجا که پو خیلی کند بوده به انتخاب کنگ فو کار دیر میرسه و .. .
در کل باحاله اگه حال دارین حتما ببینین !
8 از 10






.jpg)













آرزو گفت:
on اکتبر 12, 2008 at 2:26 ب.ظ
تو پست قبلی برات کامنت گذاشتم !!!!!!